خداوند همیشه به عیادتمان می آید
اما اکثرا ما خانه نیستیم
گلی که محبوب خدا باشد
بدون باران هم رشد می کند
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:53 توسط : گل پاییزی
خداوند همیشه به عیادتمان می آید
اما اکثرا ما خانه نیستیم
گلی که محبوب خدا باشد
بدون باران هم رشد می کند
تومراداری ومن
هرشب وروز
آرزویم همه خوشبختی توست!
ماه من!دل به غم دادن واز یاس سخن ها گفتن
کار آنهایی نیست که خدارادارند...ماه من!غم واندوه اگر هم روزی مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ازلب پنجره عشق زمین خورد وشکست
بانگاهت به خداچتر شادی واکن
وبگو بادل خود که خدا هست خداهست!ماه من!
غصه اگر هست بگو تاباشد!
معنی خوشبختی
بودن اندوه است...!
این همه غصه وغم این همه شادی وشور
چه بخواهی وچه نه!میوه یک باغند
همه راباهم وباعشق بچین ...ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند سبزاه زاری است پر ازیاد خدا
ودر آن باز کسی می خواند
که خدا هست خداهست
نگاهی کن مرا یک لحظه و دریاب
سکوت و مهر لبهایم
نه از شرم است
.درون چشم هایم خواهشی بر پاست
دلم را به دریا می زنم
دلم را میکنم دریا
درونت غرق خواهم شد
خواهم گفت : با تو
....نگاهم را نگاهی کن
نگاهت سرد وخاموش است
باکی نیست
من آنرا تا ابد تا بی نهایت
دوست خواهم داشت
عشق ايستادن زير باران وخيس شدن با هم
نيستدوستي يعني يكي براي ديگري چتري شود
و ديگري هرگز نداند كه چرا خيس نشد
حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکنم
انگار حافظ با من و من با تو صحبت میکنم
وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا
دارم به این بد قولیت دیریست عادت میکنم
چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست
تقدیر و ویران میکند من هم مرمت می کنم
در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین
من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم
نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت
هر جای دنیا که روم احساس غربت می کنم
بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم
یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت
هر چند اندک باشد آن را با تو قسمت میکنم
خسته شدی از شعر من زیبا اگر بد شد ببخش
دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت میکنم
شب است و ماه می رقصد
ستاره نقره می پاشد
شقایق بوسه می خواهد ز لبهای هوس انگیزه زنبق ها
من اما سخت می گریم
خداوندا تو می گفتی که نامردان بهشت را نمی بینند
من اما دیده ام
نامرد مردانی که از خون پاک مردان کاخ می سازند