You , re frozen if your heart not open
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 9:37 توسط : گل پاییزی
You , re frozen if your heart not open
دل من يه روز به دريا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
دل من می خواست تلافی بکنه
پس چشم هیچ کسی عاشقم نکرد
گوگوش
آدم خیلی حقیره بازیچه تقدیره
پل بین دو مرگه مرگی که ناگزیره
حتی خود تولد آغاز راه مرگه
حدیث عمر و آدم حدیث باد و برگه
آغاز یک سفر بود وقتی نفس کشیدیم
با هر نفس هزار بار به سوی مرگ دویدیم
تو این قمار کوتاه نبرده هستی باخیتم
تا خنده رو ببینیم از گریه آینه ساختیم
فرصت همین امروزه برای عاشق بودن
فردا می پرسیم از هم غریبه ای یا دشمن
ای آشنای امروز عشق منو باور کن
فردا غریبه هستیم امروزو با من سر کن
تولد هر قصه یه جاده کوتاهه
اول و آخر مرگه بودن میون راهه
اگر چه عاجزانه تسلیم سرنوشتیم
با هم بیا بمیریم شاید یه روز برگشتیم
کوتاهترین فاصله را تا مقصد مسافری دارد که لبریز از شوق رسیدن است .
![]()
آب تنگ به قدری کثیف شد که ماهی ترجیح داد برای همیشه ساکن خشکی شود .
Life is like a piano , White keys represent happiness and block keys for sorrow . But only
when you go throuth the white and block keys you hear the music of life