جمعه 1387/03/24
خود ما
خداوند همیشه به عیادتمان می آید
اما اکثرا ما خانه نیستیم
گلی که محبوب خدا باشد
بدون باران هم رشد می کند
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:53 توسط : گل پاییزی
جمعه 1387/03/24
ماه من غصه چرا ؟
تومراداری ومن
هرشب وروز
آرزویم همه خوشبختی توست!
ماه من!دل به غم دادن واز یاس سخن ها گفتن
کار آنهایی نیست که خدارادارند...
ماه من!غم واندوه اگر هم روزی مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ازلب پنجره عشق زمین خورد وشکست
بانگاهت به خداچتر شادی واکن
وبگو بادل خود که خدا هست خداهست!
ماه من!
غصه اگر هست بگو تاباشد!
معنی خوشبختی
بودن اندوه است...!
این همه غصه وغم این همه شادی وشور
چه بخواهی وچه نه!میوه یک باغند
همه راباهم وباعشق بچین ...
ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند سبزاه زاری است پر ازیاد خدا
ودر آن باز کسی می خواند
که خدا هست خداهست
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:50 توسط : گل پاییزی
چهارشنبه 1387/03/01
نگاهی کن مرا یک لحظه و دریاب
سکوت و مهر لبهایم
نه از شرم است
.
درون چشم هایم خواهشی بر پاست
دلم را به دریا می زنم
دلم را میکنم دریا
درونت غرق خواهم شد
خواهم گفت : با تو
....
نگاهم را نگاهی کن
نگاهت سرد وخاموش است
باکی نیست
من آنرا تا ابد تا بی نهایت
دوست خواهم داشت
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:15 توسط : گل پاییزی
چهارشنبه 1387/03/01
عشق
عشق ايستادن زير باران وخيس شدن با هم
نيست
دوستي يعني يكي براي ديگري چتري شود
و ديگري هرگز نداند كه چرا خيس نشد
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:12 توسط : گل پاییزی
چهارشنبه 1387/03/01
صحبت می کنم
حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکنم
انگار حافظ با من و من با تو صحبت میکنم
وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا
دارم به این بد قولیت دیریست عادت میکنم
چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست
تقدیر و ویران میکند من هم مرمت می کنم
در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین
من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم
نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت
هر جای دنیا که روم احساس غربت می کنم
بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم
یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت
هر چند اندک باشد آن را با تو قسمت میکنم
خسته شدی از شعر من زیبا اگر بد شد ببخش
دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت میکنم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:11 توسط : گل پاییزی
چهارشنبه 1387/03/01
خداوندا
شب است و ماه می رقصد
ستاره نقره می پاشد
شقایق بوسه می خواهد ز لبهای هوس انگیزه زنبق ها
من اما سخت می گریم
خداوندا تو می گفتی که نامردان بهشت را نمی بینند
من اما دیده ام
نامرد مردانی که از خون پاک مردان کاخ می سازند
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:9 توسط : گل پاییزی